|
ایام تلخی است -آقا کپی دارید؟ – بله بفرمایید – ده بیست تا از این کپی بگیرید – ببخشید ده تا یا بیست؟ - بیست تا . کپیشو گرفتم و گفت آقا یکیشو پیش خودتون بذارید و اگه شد چند تا از روش پخش کنید دست مردم . می خوام مردم بفهمند چه خبره . نامه رو خوندم . بدنم گر گرفت . عکس سه نفر پایین صفحه بود . یه مرد میانسال ، یه دختر خیلی جوان شاید زیر 20 سال و یه بچه کوچک . ************************************* شوهر شهید می شه . میمونه یک زن و یه دختر 3 ساله . بعد از مدتی زن از تنهایی و فقر شوهر می کنه . شوهر، مادر رو و به همراه دخترش می پذیره و با پسر خودش بزرگشون می کنه . بزرگ میشه که به سن ازدواج می رسه . پسر مرد خیلی دختره رو دوست داره و بعد از اینکه پای خاستگارا به خونشون وا می شه پسره می گه بابا نذار دختر رو ببرن بیا و عقدش کن برای من . ما همدیگر رو می شناسیم و مهمتر اینکه اونم منو می خواد . پدر قبول می کنه به شرطی که دختر درسش رو تموم کنه . در همین اوضاع تو یه جشنی که برای خواهر زن در تهران پیش می اد پدر ، پسر خودش رو با زنش همراه می کنه که ببره تهران . شب که پدر می اد خونه می بینه بله واقعا دختر بزرگ شده ، هزار ماشا اله خوشگل شده و این افکار کثیف همان و دختر همون شب از ناپدری خودش باردار می شه . زن به قول خودش می ترسیده که بره جار بزنه و داد هوار راه بندازه . از ترس آبروش ، تو محل و شهر و خانواده و فک و فامیل . اما بعد از یک سال بچه دختر به دنیا می اد . زن می گفت بدبختی اینجا بود که هر شب این مرد کثیف اراده می کرد می رفت سر وقت دخترم . چی می تونستن بگم . زن سرشو بالا می گرفت تا اشکش نریزه اما نشد ... ضجه زد چه تلخ . ************************** گفتم خانم این مرد رو می شناسم ، این همونه که زن شهیده رو گرفته بود . داستانشو از بچه دادگاه شنیدم ( و شما هم در قسمت بالا خوندید ) . گفتم حالا چرا شما دارید اینو پخش می کنید . گفت این اقا بعد از شکایت که اثبات شد بچه دخترم از اونه به اعدام محکوم شد . اما دیروز ازادش کردن . این برگه هم حکم پزشکی قانونی که آزمایش DNA گرفتن و پدر بودنشو ثابت کردن . خواستم بگم به مردم که دادگاه این مرد کثیف ازاد کرد کسی که به دخترش تجاوز کرد . زن تا دم در مغازم رفت و بعد برگشت و گفت آقا من همون زن شهیدم و اون عکس هم دخترمه . این بار اما بدنم یخ کرد . ............................................................ 1- این و چند بار اینجا گفتم یکی از بدبختیهای من اینه که ادم پوست کلفتی نیستم . دو روزه هر وقت می افتم یادش سر درد می گیرم . 2- نامه بالا رو با عکسهاش دارم هر کسی خواست بگه تا براش پست کنم . اینوبرا بعضیا می گم که هر چی ما نوشتیم زل زدن به چشمامو گفتن تو دروغ می گی. 3- ایام تلخی دارم . روم تاثیر گرفته و گیره . تقریبا هر چند روز یه بار اینجور چیزا برام اتفاق می افته . نمی دونم حکمتش چیه ؟ 4- بد روزگاری زندگی می کنیم ، اینو با تمام احساسم می گم ،کاش دویست سیصد سال پیش به دنیا می اومدم . خیلی از انسانیت دور شدیم و با سرعت نور هم داریم می دویم . + نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 13:12 توسط نادر |
چقدر بد.
جقدر نا امیدم از دوستانی که سادهترین کار زندگی شان خودارضاعی است . پ .ن : برخوردم به یکی از رفقام بعد از چند سال شمه ای از اونچیز ی که بهش مبتلا بود و برام گفت . از اعتیاد به دود و سکس با زنان شوهر دار و ترک تحصیل و مشروب و خود ارضاعی مزمن و ... تمام اونچیزایی که برا من خیلی باور ش سخته مبتلاش بوده و حالا به گفته خودش تو ترک بود . نمی دونم خوب می شه یانه خدا کنه که بشه ولی می دونم توبه گرگ مرگه .حالا داره درسش رو می خونه . می دونید رفقا تو سراشیبی سقوط دویدن چقدر را حته . اینو به عینه دیدم . خیلی سختم بود داستانش رو کامل بنویسم . + نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388 22:57 توسط نادر |
یک اتفاق ساده ... چند وقتی می شود که سریال شمس العماره در حال پخشه و این از سریال های نمونه ایه که نشوندهنده یک نکته است که اگر عوامل و سازنده گان یک برنامه حرفه ای عمل کنند ، در واقع درست انتخاب بشن می شه یک برنامه ای ساخت که که نه لوده باشه نه سطحی . نه مجبور باشی به خاطر مسخره بازی یه عده که کل برنامه رو به صورت روتین و بر اساس بازی های فی البداهه این حضرات تحمل کنی و نه باری به هرجهت که یه سریال نود قسمتی روتین ساخته بشه اونهم به هر قیمتی . شمس العماره از نظر ساختار نمونه ای جدید و در نوع خودش کاملا حرفه ای ساخته شده . شما هیچ چیزی رو نمی تونی پیش بینی کنی . هر وقت از روی خلوص خنده ای بر روی لبتون می شینه حساب شدس و قهقه اون به خاطر جذاب بودن موضعات بکر اونه اما چیزی که من به خاطرش خواستم چند سطری بنویسم بازی بازیگران این سریاله علی الخصوص بازی خانم رویا تیموریان . چیزی که به نظرم در سینمای ما به شدت کمبود اون احساس می شه تکنیک در نزد بازیگران ماست که اگر بخوام نمونه ای از اونو مثال بزنم دهه 60 و بازی های بی نظیر سوسن تسلیمی بود که تحرکی خوبی به بازیگری داده بود . و حیف و صد حیف که خیلی زود از بازی در ایران خداحافظی کرد و خارج نشین شد . (چند سالی هست در سوئده .یه مدت مسئول تئاتر بود و چند سالی هست که رو به کارگردانی در سینما اورده ) . بازی در هیاهوی بسیار برای هیچ یا حتی باشو غریبه کوچک که نمونه های خوبی بودن برای اثبات این مدعا . و در اثار متاخر هم بازی های پرستویی و خانم مژده شمسایی رو می شه نام برد که با فکر و ایده برای هر نقش وارد هر فیلم می شن . بازی تیمویان که واقعا نقش خودشو قورت داده اینقدر قدرتمند هست که حتی بازی بازیگران مقابلش رو به خوبی تحت تاثیر قرار داده و در پاره ای وادار به تقلید کرده که همون هم قشنگ شده ، ببینید بازی مرجانه گلچین که خودش نمونه خوبی شده که واقعا شده آدم از ته دل بخنده و اتفاقا خنده لذت بخشی هم هست . شمس العماره و بازی بازیگران اون علی الخصوص تیمویان داره در تلویزیون ایران به یک اتفاق بدل می شه که امیدوارم ساخت این نوع سریال ها با ترکیب ها و عوامل کاملاحرفه ای و کاربلد یه نسیمی نباشه که به بیننده ی خودش یه احترامی می گذاره و رد می شه و همونجور به صورت یه اتفاق مثال زدنی باقی بمونه . چشم بینایی می خواد و درک این موضع که عوامل حرفه ای و احترام به بیننده چیزیه که می شه به سادگی به بینندگان هدیه کرد که البته یه خرده همت می خواد و مسئولیت . ( هست ؟!! ) پینوشت : کامنت های پستت قبلی رو نخواستم جواب بدم که حرف دلی باشه از طرف شما ها . گاهی اینقدر حرف تو دل ادم می میونه که واقعا دچار دل درد می شیم . اون هم یه درد دل بود از سر حرف مونده در دل . + نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388 19:30 توسط نادر |
حرف دل هر چند که خسته ایم از این حال ، نیا شرمنده ، اگر ندارد اشکال ، نیا ما خط تمام نامه هامان کوفی است آقای گلم زبان من لال ، نیا پی نوشت : چقدر این ابیات رو دوست دارم . چقدر وصف ماست . چقدر خوب ترسیم شدیم با این دو بیت . حرف دل کی نیست ؟ تو ظهورش چقدر زبونمون الکنه . چقدر میترسیم ... . + نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388 19:56 توسط نادر |
خیلی بی ربط ... - بنا بر آخرین آمار منتشر شده سازمان ملل ، ایران به لحاظ خدمات اینترنتی ، دامنه و سرعت اینترنت و پهنای باند به مشترکین خود صد و هشتادمین کشور دنیا شناخته شد . - سرعت و پهنای باند اینترنتی ایران با کره جنوبی چیزی در حدود سرعت با مقیاس سال نوری شده . به این لحاظ در کره جنوبی سرعت با 8 گیگ افزایش یافته و ایران مقدار قبل از انتخاباتش را نیز کاهش داده . - بعد از انتخابات به لحاط سیاست صدا و سیما ، میزان بینندگان تلوبزیون ایران 40 درصد کاهش یافت . طوری که رئیس این سازمان دستور تشکیل جلسه بحران را داد . - میزان استفاده کنندگان از ماهواره طی یک امار تایید نشده در شهر های بزرگ 80 درصد و در شهر کوچک به 50 درصد افزایش یافته .( ظاهرا حرف بالا رو تایید می کنه ) . .......................... 1-می دونید چیه ، خیلی وقتا فکر می کنم حکومت کردن تو ایران خیلی سخته . ما مردم احمقی نیستیم و این برا زمامدارا چیز خوبی نیست . یه نگاهی به حکومت های اطرافمون بندازین می فهمین منظورم چیه . 2- این چند روز به قدری وضع اینترنت اینجا خراب بوده که تقریبا داشتم از داشتن وب قطع امید می کردم . اینقدر عصبی شده بودم . 3- تلویزیون مملکت هم نمی دونم چی بگم . چی داره که بخوای ازش دفاع کنی؟ نمی دونم واقعا هیچ کس توی این مملکت برنامه ساز نیست که این همه برنامه های سخیف و مریض به خورد مردم می دن . خدایی به چند تا از برنامه می شه سر ساعت وقت گذاشت ؟ این سریال هرشب شبکه سه رو هر وقت می خوان سر قوت نشون بدن حتما یه ساعت رو می ارن می چسبونن به چند تا عکس سریال که مثل اخبار ساعت 2 و 9 شب دینگ دینگی بکنه و لابد یعنی خیلی وقت شناسیم و به بینندگان حرمت می ذاریم و هر وقت بخوان پول در بیارن یعنی یکربع اگهی های مزخرف اعصاب خرد کن بذارن خبری از این وقت شناسی نیست . 4-فکر نمی کنم به این زودیها فرجی بشه . واقعا نا امیدم. + نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388 22:0 توسط نادر |
|